صدات مثل مخمل نرم میماند، مثل لالایی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:42
درست شکل یک دستمال کاغذی شده ام. نمیدانم دقیقا کجای بدنت قرار است تکلیفم را روشن کند. تو که سرفه میکنی من با تمام وجود برایت تا میخورم و همانجا تمام هستی به ظاهر شیک من با یک سرفه تمام میشود. من به
رنگین کمان من دو رنگ دارد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:42
سبز و خاکستریبه رنگ چشم های تو
تو از من بیشتر شبیه من هستی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:42
در روزگارانی که می زیستم، ایمان داشتم به رخوت هوهوی جغدهاوقتی از آخرین درخت خانه پدربزرگ، آخرین انار هم روی زمین افتاد.. زمستان بود.. صدا هم در آن خانه ی لعنتی بچگی هایم پیچید.. آن هم برای آخرین بار.
زیاد از تو مینوشم / بگیر استکانم را
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:30
چیزی که آزارم میده.. یه درد قدیمی خود ساختست.. که تو تک تک سلول های بدنم خونه کرده.. که حتا نمیتونم فکرشو کنم زندگی بدون اون چه مزه ای داره! این توهم نیست! چیزی که یه عمره باهاش زندگی کردم نمیتونه تو
سراب سراب سراب !
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:30
از کجا شروع میشود ؟ خب معلوم است از درون من. مهم نیست کجا یا چه وقت... این که از بی ارتباط ترین چیز ها به تو برسم قصه ی خطرناکیست ! معلوم نیست تا کی ادامه دار باشد ! باید کنترلش کرد ! به حرف هایی که نزده ایم فکر میکنمبه جاهایی که نرفته ایم !به لحظه هایی که با صدای لبخند تو ترکیب نکرده ام و به مزه ها...
قرص های تشدید بیخوابی
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:30
مسخرست که بخواد بمونه...فکر رفتنش !و دست هاش ! چیزهایی که نمیتونم از دستشون بدم ...باز هذیون میگم . اصلن منتظر اینم که اسفند کی تموم میشه. انتظار باعث میشه زمان دیر بگذره! انتظار میکشم گرفتار سکوتی
اتفاق هایی که می افتاد
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:30
تصاویر عقب جلو می شدو من در میان انبوه صداهای اطراف به دنبال واژه هایی بودم که از دهان تو بیرون میپرید. و من منتظر لحظه ی کوتاهی بودم که با عصبانیت بروم و همه آدم های دورو برمان را بیرون کنم تا فقط تو باشی و من.و من منتظر تو بودم .می خواستم بروم در تاریکی مطلق کنار بالشت دراز بکشم و به غرغرهای تو گو...
آکورد آهنگ زیبایی از رستاک
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
من اصلا تاحالا نخواسته بودم که تو این وبلاگ آکورد هیچ آهنگی رو بذارم ! منتها یه آهنگ خیلی خوب به گوشم رسید و یکم گشتم دیدم که تو اینترنت آکورداش نیست . تصمیم گرفتم خودم آکوردشو برای اولین بار تو و
ارواح ما نفرین شده
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
زل زدم به رنگ چشمات . مجهول تر از همیشست و من باز هیچی ازشون نمیفهمم . فقط میدونم که توی یه سراب خودساخته ! گرفتار شدم . از قبل میدونستم قراره اینجوری بشه . لحظه شماریشو میکردم . حالا من باید ادام
تاریخ انقضا
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
اگر زندگی را مثل یک نخ سیگار در نظر بگیری که در حال کام دادن به "کننده اش" دارد یواش یواش میسوزد و میسازد سهم من زیرسیگاری کوچکیست که خاکستر روی هم ریخته شده اش در یک محیط کاملا سمی نفسم را
مینویسم پس هستم
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
ب اینکه هیچوقت درک درستی از زمان و مکان نداشته .لحظه هاشو به گند ترین شکل ممکن هدر داده و چشم هاش تو سیاهی مطلق غرق شده
آکورد آهنگ لعنت از امیرعباس گلاب و امین قباد
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
یه آهنگ قدیمی ولی خیلی عالی ! محشره ! تو اینترنت آکورداش نیست و فقط اینجا هست ! اگرم باشه اصلا درست نیستن ... F C G7 Dm7
Shutthefucksoff
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
بیخیال من شو ! لطفا ! انقدر نکوب ! خاموش شو... خامووووووشششش...
Contemporary illusions
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
خودش را در انبوهی از مجهولات تصور میکرد.آینده ای که از آن خبر نداشت. یک خیال ساده انگارانه این است که در آخرین لحظات که هیچ امیدی به هیچ چیز نیست معمولا نجات پیدا میکنیم . با اینکه به فیلم و سریال
چون هیچ شدم گفت کنون مارا باش
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
یکی از چیزایی که بهش نیاز دارم اینه که امشب زود تموم شه ! خیلی زود !
وقتی که آسمان آبی ترین رنگ را داشت
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 2:36
از چشم هات فاصله گرفتم ..چون میدونم دیگه فایده ای نداره .. نه اینکه امیدی نداشته باشم ! نه !! فقط دیگه مثل سابق نیست ... خیلی احتیاط میکنم ! من بی کله تر از اینا بودم ولی انگار از تو خیلی چیزارو بای